هدر وب‌سایت برای AS

نشر آس ـ پلی ميان انديشه و فرهنگ 

درباره‌ی نشر آس

نشر آس با هدف ایجاد فضایی برای ارائه و معرفی آثار ادبی و فکری شکل گرفته است. این مجموعه تلاش می‌کند بستری فراهم کند تا نویسندگان، پژوهشگران و علاقه‌مندان بتوانند آثار خود را در قالبی آراسته و قابل‌دسترس به مخاطبان ارائه کنند

 

در این مسیر، توجه به کیفیت و دقت در آماده‌سازی کتاب‌ها، احترام به حقوق مؤلفان و ایجاد ارتباطی روشن و صمیمانه با مخاطبان، اصولی هستند که بر کار ما حاکم‌اند. نشر آس امیدوار است با گسترش فعالیت‌ها، سهم کوچکی در تقویت فرهنگ مطالعه و تبادل اندیشه داشته باشد

يادداشتی از آرش حجازی
نهادهايی که زمانی زبان عمومی را پالايش، غنا و گسترش می‌دادند ضعيف و يا حذف شده‌اند، و در مقابل، مرجعيت و قدرت اثرگذاری بر زبان به رسانه‌ها و افرادی منتقل شده که الزاماً چنين صلاحيتی ندارند. ناشر از نهادهايی است که هنوز می‌تواند در برابر اين روند مقاومت کند
زبان را فرهنگستان‌ها نمی‌سازند. فرهنگستان می‌تواند برای واژه‌ای معادل پيشنهاد کند، دستور خط تدوين کند و در باره‌ی درست و نادرست نظر بدهد، اما زبانی که مردم واقعاً با آن فکر می‌کنند، حرف می‌زنند و می‌نويسند در جای ديگری ساخته می‌شود. روزی اين زبان را نويسندگان می‌ساختند و شاعران، مترجمان، روزنامه‌نگاران، نمايشنامه‌نويسان، ويراستاران، فيلم‌نامه‌نويسان، دوبلورها، گويندگان راديو و حتی مجريان و برنامه‌سازان تلويزيون. هيچ‌کدام «مرجع زبان فارسی» نبودند، اما در عمل بودند.
نسلی از ايرانيان از راديو فارسی شنيد، از روزنامه جمله‌سازی آموخت، از رمان با امکانات زبان آشنا شد، از ترجمه واژه و مفهوم تازه گرفت، از تئاتر و سينما زبان گفتگو شنيد. نويسنده و شاعر فقط داستان و شعر توليد نمی‌کردند؛ زبان را بسط می‌دادند، توانايی‌هايش را به رخ می‌کشيدند، می‌تراشيندندش، آزمايش و تجربه می‌کردند و امکانات تازه‌ای در اختيار جامعه می‌گذاشتند
آن ساز و کار تا حد زيادی از کار افتاده. وقتی مولف را حذف می‌کنيد، زبان را هم فقير می‌کنيد. چند دهه سانسور فقط مانع نشر بعضی کتاب‌ها و ساخت فيلم و سرايش شعر و ترانه نشده. عملاً مهم‌ترين آزمايشگاه‌ها و مراجع زبان فارسی را از مرکز جامعه بيرون رانده
عده‌ای ديگر اصلاً نمی‌نويسند، عده‌ای مهاجرت کرده‌اند، بعضی می‌نويسند، اما ديده نمی‌شوند. کتاب‌ها در شمارگانی منتشر می‌شود که تاثير عمومی‌شان را در برابر يک پست اينستاگرام تقريباً هيچ می‌کند. در مقابل، آن‌هايی که امکان فعاليت و نشر و بيان دارند، به خود زحمت کافی نمی‌دهند، به زبان‌شان اهميت نمی‌دهند. بزرگان را که ساکت کردند، ميان‌مايگان می‌شوند مرجع زبان. سانسور فقط جلوی انتشار فکر را نمی‌گيرد. جريان خون زبان را هم مختل می‌کند. وقتی مولف را از جامعه حذف می‌کنيد، کسی را حذف کرده‌ايد که وظيفه‌اش پيدا کردن دقيق‌ترين کلمه و جمله برای عميق‌ترين تجربه‌ی انسانی بوده است.
جايش را چه گرفته؟ بخش مهمی از زبان عمومی امروز در فضايی توليد می‌شود که تقريباً تمام سازوکارهای کنترل کيفيت از آن حذف شده. نه سردبيری در کار است، نه ويراستار، نه بازخوان، نه فرصت بازانديشی، نه فضای نقد و واکنش. در چنين فضايی، پروپاگاندا مجال رشد پيدا می‌کند و پاداش متعلق است به سرعت، اغراق، تکرار، هيجان، سادگی و قابليت تقليد... تغيير در زبان خوب است، اما هر تغييری لزوماً زبان را غنی‌تر نمی‌کند. در فضای مجازی می‌توان هر روز اين زخم‌ها را ديد. «راجب»، «بزار»، «دوسته خوبم» شايد غلطهايی کوچک باشند، شايد بگوئيد چه اهميتی دارد که کسی «بذار» را «بزار» بنويسد؟ شايد واقعاً مهم نباشد. مشکل آنجاست که نويسنده‌ی آن جمله ديگر حتی نمی‌داند صورت ديگری وجود دارد. بعد همان آدم مدير شبکه‌ی اجتماعی يک شرکت می‌شود، خبرنگار می‌شود، تبليغ می‌نويسد، سايت خبری اداره می‌کند يا برای صدهاهزار نفر محتوا توليد می‌کند. آن‌جا خطا ديگر شخصی نيست، تکثير می‌شود. و مهم‌تر از املا، دايره‌ی واژگان کوچک می‌شود. ... شايد اعتراض کنيدکه زبان بايد تغيير کند. بله، قطعاً. اگر مردم امروز مثل بيهقی می‌نوشاتند، زبان فارسی مرده بود. زبان بايد تغيير کند، واژه بگيرد، اصطلاح بسازد، شوخی کند، عاميانه شود. نسل تازه بايد بتواند زبان خودش را داشته باشد. «خفن» دشمن فارسی نيست. «وايب» هم قرار نيست تمدن ايرانی را نابود کند. زبان شکسته هم غلط نيست. مسئله پاکيزگی زبان نيست. مسئله دامنه‌ی زبان است. زبان قدرتمند زبانی است که گوينده‌اش هم «خفن» را بشناد، هم «خيره‌کننده»، هم «درخشان»، هم «شگفت‌انگيز»، هم «مهيب»، هم «چشمگير» و بداند هر کدام را کجا به‌کار ببرد.. بحران وقتی است که همه‌ی اين‌ها فقط «خفن» باشند
يک زبان بالغ چندين لايه دارد: زبان گفت‌و‌گوی دوستانه با زبان مقاله، زبان خبر، زبان علمی، زبان ادبی، زبان اداری و زبان انديشه فرق دارد. اگر همه را يک طبقه کنيم، زبان شايد ساده‌تر ، اما توانايی ما برای انديشيدن و بيان کردن تجربه‌های پيچيده هم محدودتر می‌شود
امروز اما زبان فارسی را عده‌ای نمايندگی می‌کنند که تسلط کافی بر زبان فارسی ندارند. تاثيرگذاران فضای مجازی، گويندگان اين شبکه‌‌ی خبری داخلی يا آن شبکه‌ی خارجی که زبان‌شان کمتر نشانی از خواندن متون سطح بالای فارسی دارد، آن فيلم‌ساز بی‌سواد يا سريال سرهم‌کن صدا و سيما که به نظر نمی‌رسد هرگز کتابی ارزشمند از نويسنده يا مترجمی معتبر خوانده باشد، آن ترانه‌ساز يا رپ‌خوانی که زبان را تکه‌پاره می‌کند تا آهنگی بسازد بی‌محتوا، دور از ترانه‌های سطح بالای کسانی مثل رهی معيری، عارف قزوينی، معينی کرمانشاهی، اردلان سرفراز، ايرج جنتی عطايی، شهيار قنبری و ديگرانی که ترانه‌های‌شان در برابر زمان تاب آورد. در بخش بزرگی از اين توليدات، ديگر آن وسواس و احترامی را نمی‌بينيم که نسل‌های پيشين نسبت به زبان داشتند
ناشر در اين ميان چه‌کاره است؟ ناشر قرار نيست فقط فايل را بگيرد، با هوش مصنوعی جلدی روی آن بگذارد و کتابی توليد کند. از وظايف ناشر انتخاب نثر خوب و رد کردن نثر شلخته است، حتی اگر اثر از نظر موضوع جذاب باشد، پرداخت واقعی برای ويرايش، و مقاومت در مقابل انتشار عجولانه. از مسئوليت‌های ناشر حفاظت از کيفيت زبان است. قرار نيست از فارسی «خاص» پاسداری کند. چنين فارسی‌ای هيچ‌وقت وجود نداشته. اما ناشر بايد نثر خوب منتشر کند، ويرايش را جدی بگيرد، به تفاوت ميان زبان گفتار و نوشتار توجه کند، مترجم بپروراند، ميدان بدهد به نويسنده‌ای که زبان تازه می‌آفريند، نپذيرد که چون جمله‌ای «قابل فهم» است، پس حتماً خوب نوشته شده. و شايد مهم‌تر از همه، به زبان فضا بدهد تا آهسته شکل بگيرد. اين چيزی است که فضای مجازی و ابتذال و ميان‌مايگی کلامی کمابيش از ما گرفته: آهستگی. ناشر بايد جمله‌ی نوشته را دوباره و دوباره بخواند، کلماتی را حذف کند، تغيير بدهد، دقيق‌تر کند، و بعد به دست مخاطب برساند
فارسی دارد هم‌سفران بسياری را از دست می‌دهد که روزگاری مراقبش بودند: نويسنده‌ای که سانسور شده، مترجمی که ديگر نمی‌تواند از کارش امرار معاش کند، روزنامه‌نگاری که محلی برای نشر ندارد، ويراستاری که نخستين قربانی کاهش هزينه‌ی نشر است، رسانه‌ای که اعتبارش را از دست داده. و در خلائی که باقی مانده، هر کس بلندتر حرف می‌زند سهم بيشتری در ساختن زبان پيدا می‌کند
مشکلی نيست که نسل بعدی به فارسی ديگری حرف می‌زند. اين اتفاق ناگزير است. سئوال اين است که آن فارسی چقدر توانايی خواهد داشت. آيا می‌تواند دقيق باشد؟ پيچيده باشد؟ ظريف باشد؟ چندلايه باشد؟ بتوان با آن عشق، فلسفه، سياست، علم، طنز، خشم و ابهام را با تفاوت‌های ظريف‌شان بيان کرد؟ يا سرانجام به زبانی می‌رسيم که همه چيز در آن يا «خفن» است، يا «سم»، يا «تاکسيک»، يا «رندوم»؟
زبان فقط وسيله‌ی بيان فکر نيست. بخشی از دستگاهی است که با آن فکر می‌کنيم. اگر زبان‌مان فقير شود، فقط بدتر حرف نمی‌زنيم. شايد روزی چيزهايی را که ديگر برای‌شان کلمه نداريم، سخت‌تر هم بفهميم ‎‌


تازه‌های نشر

.در اين بخش می‌توانيد تازه‌ترين آثار منتشر شده توسط نشر آس را مشاهده کنید

بيماری اسلام (11)

بیماری اسلام
عبدالوهاب مدب

در دهه‌های اخیر، پدیدهٔ بنیادگرایی اسلامی به یکی از مهم‌ترین چالش‌های فکری و اجتماعی جهان تبدیل شده است؛ پدیده‌ای که ریشه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی آن همچنان محل بحث و بررسی است. فهم این جریان، بدون نگاهی تحلیلی و انتقادی به گذشته و اکنون جهان اسلام، ممکن نیست.

در ایران، با وجود آنکه جامعهٔ ایرانی نزدیک به نیم قرن است نخستین و بزرگ‌ترین قربانی این جریان بوده، اما شمار اندکی از متفکران ایرانی به‌طور ویژه به تحلیل و واکاوی این پدیده پرداخته‌اند. همین خلأ، ضرورت پرداختن دوباره و جدی‌تر به این موضوع را برجسته می‌کند.

نشر آس در نخستین گام‌های خود، با معرفی آثاری که به این حوزه می‌پردازند، می‌کوشد سهمی هرچند کوچک در روشن‌تر شدن این بحث داشته باشد. برای آشنایی بیشتر با کتاب‌ها و موضوعات مرتبط، می‌توانید به صفحهٔ آثار مراجعه کنید.

 

Cover_HHhH

HHhH (هايدريش مغز هيملر است)
لوران بينه

پراگ، 1942، عمليات "آنتروپوئيد
در اين کتاب همه چيز، از شخصيت‌ها تا رويدادها، مبتنی بر واقعيت تاريخی است؛ اما در دل روايت نبرد، نبرد ديگری نيز جاری‌ست
نبرد ميان حقيقت تاريخ و وسوسه‌ی داستان‌پردازی. نويسنده بايد در مقابل ميل به خيال‌پردازی مقاومت کند؛ در عين‌حال سرنوشت اين ماجرا را تا پايان ناگزيرش پيش ببرد

جهان زندگان

جهان زندگان
محمد محمدعلی

جهان زندگان، يکی از مهم‌ترين آثار زنده‌ياد محمد محمدعلی است؛ رمانی که در مرز ميان واقعيت و خيال حرکت می‌کند و جهانِ انسانیِ پرتنش و چند لايه و گاه هولناک را پيش چشم خواننده می‌گشايد. محمد محمدعلی با زبانی موجز و روايتی سيال، زندگی شخصيت‌هايی را دنبال می‌کند که در دل تاريخ، سياست و سرنوشت فردی گرفتارند؛ انسان‌هايی که در تلاش برای معنا بخشيدن به زندگی، با تاريکی‌ها و روشنايی‌های درونی خود روبرو می‌شوند 

Cover-جلد

پشم‌عليشاهِ پشمش بدان
منوچهر رضابيگی

پشم‌عليشاهِ پشمش بدان، اولين رمان منوچهر رضابيگی است. رمانی بالغ بر 290 صفحه که علاوه بر خلاقيت و حضور قوی تخيل در آن، اطلاعات و دانش گسترده‌ای در بابِ يکی از آئين‌های کهن و کمتر شناخته‌شده‌ی ايران را در آن می‌توان يافت. آئين يارسان، اطلاعاتی که نه به روشی گزارشی، بلکه طی روايت داستان پر حادثه‌ی پشم‌عليشاه خواننده را در جريان قرار داده، مطلع می‌کند

WhatsApp Image 2026-08-15 at 1.05.43 PM

مجموعه دوجلدیِ مهرورزان
جاناتان ليتل

رمان مهرورزان، اثری دوجلدی و درخشان که نويسنده با الهام‌گيری از اسطوره‌ی اورستيای آيسوخولوس، اين‌بار از منظر و زبان عاملان و مجريان ماشين مرگ به بازخوانیِ تاريخ می‌پردازد؛ روايتی تکان‌دهنده که نه از منظر قربانيان، بلکه از درون ساز و کار خشونت و نابودی روايت می‌شود.
اين اثر برجسته جايزه‌ی گنکور بهترين اثر فرانسه زبان سال 2006 و جايزه‌ی اول رمان آکادمی فرانسه را به خود اختصاص داد، افتخاراتی که جايگاه آن را در ادبيات معاصر تثبيت کرده‌اند
مهرورزان سفری است به تاريک‌ترين لايه‌های تاريخ، جايی که اسطوره، خشونت، مسئوليت و انسانيت درهم می‌تنند و پرسش‌هايی بنيادين در باره‌ی نقش قدرت و فاجعه پيش‌روی خواننده می‌گذارد

Screenshot 2026-10-31 092632

هفت کودک يهودی
نمايشی برای غزه
کريل چرچيل

نمايشنامه‌ای کوتاه در هفت پرده که هر پرده، دوره‌ای از تاريخ معاصر را در قالب گفت‌وگوهایی موجز و پرتنش بازمی‌تاباند. «هفت کودک يهودی» با زبانی فشرده و ساختاری نمايشی، پرسش‌هایی بنيادين در باره‌ی حافظه، هويت و مسئوليت جمعی انسان‌ها در برابر تاريخ مطرح می‌کند

مشاهده‌ی کتاب‌ها