کتابهای نشر آس
مجموعهای از آثار ادبی، پژوهشی و ترجمههای منتشر شده
سنگ صبور - عتيق رحيمی
سنگ صبور یکی از برجستهترین رمانهای معاصر افغانستان است؛ روایتی شاعرانه، تلخ و تکاندهنده از زنی که در میان جنگ، سکوت و رنج، به نقطهٔ اعتراف و فروپاشی میرسد.
این اثر که در سال 2008 برندهٔ جایزهٔ گنکور شده، تصویری انسانی و عمیق از مقاومت، شکنندگی و تنهایی ارائه میدهد.
رمان با زبانی موجز و پرکشش نوشته شده و خواننده را در فضایی نفسگیر و احساسی همراه میکند.
سهم ديگری - اريک امانوئل اشمیت
اریک امانوئل اشمیت، نویسنده معروف فرانسوی در این اثر خود به دو زندگی مختلف از شخصیت آدولف هیتلر میپردازد و در روایتی جذاب سعی دارد به این پرسش پاسخ دهد که اگر آدولف هیتلر، بزرگترین جنایتکار جنگی قرن بیستم پیش از ورود به ارتش در دانشکده هنرهای زیبای وین پذیرفته میشد، چه سرنوشتی میداشت؟ در عالم هنر به کجا میرسید و رفتارش با خانواده، هنرمندان، منتقدان و شاگردانش چگونه میبود؟
رمان با این حکم قاطع آغاز می شود: «آدولف هیتلر: مردود!» عبارت کوتاه و کوبنده ای که طنین طبل جنگ را دارد و تداعی کننده همه فجایعی است که اگر هیتلر در آکادمی هنر وین قبول شده بود، شاید هرگز رخ نمی داد. از اینجاست که نویسنده صحنه را عوض می کند و و شخصیتی خیالی به نام "آدولف ه" پدید می آورد که برخلاف آدولف هیتلر واقعی در امتحان ورودی آکادمی پذیرفته می شود و نقاشی را پیشه خود می کند.
نویسنده از این پس زندگی آدولف ه و آدولف هیتلر را به موازات هم روایت می کند و این امکان را به خواننده می دهد هیتلر خیالی (هیتلر هنرمند) را با هیتلر واقعی (هیتلر فاشیست) مقایسه کند و ببیند که اگر شرایط برای هیتلر چنان مهیا می شد که به سراغ هنر برود، آنگاه سرنوشت او و مسلما سرنوشت جهان به گونه ای دیگر رقم می خورد. نویسنده شرح زندگی دو هیتلر واقعی و خیالی را مثل دو شاخه یک پیچک ماهرانه در هم تافته و از آن داستان پویا و پرکششی پدید آورده است که خواننده دوست دارد آنرا یک نفس بخواند و به پایان برد.
فرقه خودخواهان - اريک امانوئل اشميت
محققی ملول از تحقیق و دلزده از فیشها و یادداشتها، ناگهان در کتابخانهٔ ملی پاریس به ردّی از متفکری ناشناخته برمیخورد که نام و نشانش از قرن هجدهم به بعد به طرزی سوءظنانگیز پنهان مانده است. جستجو در اسناد و کتابها و بازماندهها آنقدر پیش میرود که مرز واقعیت و خیال محو میشود و ملال تحقیق دانشگاهی جای خود را به هیجان تفحص پلیسی میدهد.
اریک امانوئل اشمیت در فرقهٔ خودخواهان با نثری گاه شاعرانه و گاه ماجراپرداز، بر آن مرز باریکی نور افکنده است که ادبیات و فلسفه را پهلو به پهلو مینشانَد.
زنی در برلين
شاید تصادفی نباشد که کتاب فوقالعاده همچون «زنی در برلین» سرنوشتش چنین نامتعارف داشته است؛ نخستین بار در 1953 منتشر میشود، بعد به حاشیه میرود. دههها در محاق میماند تا اینکه اندک اندک از نو سر برمیکشد، بازنشر میشود و درست نیم قرن پس از نگارشش شهرت جهانی مییابد.
وقایع توصیف شده در کتاب نیز به همین اندازه خارقالعاده به نظر میرسند: نویسنده زنی ساکن برلین، یادداشتهایی دقیق و همراه با جزئیات ارائه میدهد، ماجراهایی که بر خودش و همسایگان و دوستانش از اواخر آوریل تا اواسط ژوئن 1945 میگذرد، زمانی که آلمان شکست خورده، هیتلر خودکشی کرده و برلین در اشغال ارتش سرخ است. همچنین به نظر میرسد که نویسنده یادداشتها را با هدف انتشار در آینده نوشته باشد. «دستنویسهای شخصی» ای که در فاصله آوریل تا ژوئن 1945 در سه دفترچه (و البته چند برگ کاغذ که با دستپاچگی اضافه شدهاند) قلم انداز و شتابزده مینوشت، اساسا برای حفظ ته مانده عقل و شعورش در جهانی آکنده از بیاخلاقی و ویرانی بود. بخش نخست این نوشتهها عملا نوشتههای زیرزمینیاند، دفترچههایی که در پناهگاههای حملات هوایی، زیر آتش توپخانه و همزمان با غارت، دزدی، سوءاستفادههای جنسی و تجاوزهای سربازان فاتح ارتش سرخ. در وقتهایی که اندک آسایش و امنیتی دست میداد، نوشته شدهاند.
از بودن تا شدن!
مجموعه مقالات و جستارهایی در رابطه با تحولات گوناگون ايران و جهان در فاصلهی سالهای 1364 تا 1390
خاور ملتهب ـ خاورمیانه در آئينهای مارکسیستی
موضوع داستان تراژيک منطقهای است همچنان ملتهب که همچون آتشفشانی فعال از
اتصال دو پلاکِ عمقی زمين پديد آمده. نه يک «جدالِ
تمدنها» که «اسلام» را مقابل «غرب» قرار دهد, بلکه ـ همانطور که در جای ديگری
کوشيدم توضيح دهم ـ شوک خشنِ پديد آمده در جهان اسلام در اثر دخالتهای گسترده و توحش امپرياليستی:
توحش سرمايهداریِ غربِ و مدارهای منطقهایاش, از
هر مذهب و آئينی, مثل امپراطوریِ روس ـ شوروی. اين شوک در واکنش به خود, متداوما پيشرانِ توحشی
ارتجاعی است؛ توحشی که شکل منطقهای و مسلط آن
همان فاجعهی فناتيکِ بنيادگرايی اسلامی است.
خطی از باران 1
در مقدمهی کتاب آمده:
در ابتدا دو نفر بوديم. مينشستيم داستانهايمان را براي همديگر ميخوانديم و مرتب از يکديگر ايراد ميگرفتيم. بعد شديم چهار نفر و نوشتنِ داستان کوتاه شد دغدغهي اصليمان. هر يکي دو هفته بايد داستاني مينوشتيم و براي همديگر میفرستاديم و در پیِ آن بحثمان بالا ميگرفت.
اندک اندک
دوستان ديگري از راه رسيدند و به ما ملحق شدند. دوستاني علاقهمند که جدي کار ميکردند
و باعث ميشدند که بحثهايمان غنيتر شود.
حالا بعد از نُه ماه و پشت سر گذاشتنِ شش دوره از تمريناتِ داستاننويسي، شدهايم هفده نفر. در اين فاصله حدود هفتاد داستانِ کوتاه و شايد به همان تعداد نقد و نظر دربارهي آنها نوشته شده است.
خطی از باران - 2
خيلي وقت نيست که دور هم جمع شدهايم. ماه و سالش را کاري نداشته باشيد. هنوز نرسيدهايم به مرحلهي تکرارهاي بيهوده و يا بيهودههاي تکراري. بيست و چند نفريم. يکي از ماها که وقت و حوصله اش بيشتر است، درست تا وقتي که حوصلـهاش از ايـن کار سـر ميرود، ميشود منشي. منشي که پرکارترين عضو ماست، داستانهاي ما را از طريقِ ايميل جمعآوری ميکند و سرِ ماه ميفرستد براي همه. داستانها را ميخوانيم و به آنها امتياز ميدهيم. منشي آنها را جمعبندي ميکند و داستانهاي اول تا سوم را به همراهِ جمع امتيازها اعلان ميکند. پيشِ خودمان فکر ميکنيم که داستانهاي برگزيده بهتر از کار درآمدهاند. بعضيها که کمظرفيتتريم، با دُمهايي که از اين برگزيدگيها درميآوريم، گردو ميشکنيم و بعضيها که دلنازکتريم و نرفتهايم در ميانِ برگزيدگان، هي بغض جمع ميکنيم روي بغض. البته آن که کيسهي بغضاش از همه گندهتر است، فهميدهترينِ ماست، چون بارها به خودش گفتهاست: «گيرِ عجب گاوهاي ِ داستاننفهمي افتادهام!»
خطی از باران - 3
در دور سوم فعالیت گروه داستان نویسی بیش از پنجاه
داستان کوتاه از طرف دوستان دریافت کردیم. این تعداد داستان، کار ما را در انتخاب
بهترین ها برای چاپ در یک مجموعه آسانتر کرد. در این دوره سعی کردیم داستان هایی را انتخاب کنیم که به لحلظ سوژه یا فرم یا
شخصیت پردازی و فضاسازی و نیز سایر تکنیکهای داستان نویسی، حرفی برای گفتن داشته
باشند.
بيماری اسلام - عبدالوهاب مدب
اگر
به قولِ ولتر، ناشکيبی بيماری کاتوليسيسم بود، اگر نازيسم بيماری آلمان بود،
بنيادگرايی، به همان روالی که اين کتاب نشان میدهد، بيماری اسلام است.
برای
درکِ نوعِ اين بيماری، ميبايست به دورانی کهن در تاريخ مراجعه کرد، به مدينهی
پيامبر (قرن هفتم)، به بغدادِ عباسيان (قرن دهم)، به دمشق قرنِ چهاردهم، پس از
پايانِ جنگهای صليبی، به عربستانِ قرن هجدهم ... برای درکِ عواملِ درونیِ بيماری
اسلام، اما به همينروال عواملِ بيرونيای که بر وخامت آن ميافزايند: عدمِ به رسميت شناسی
اسلام توسط غرب؛ انکار و روگردانی از اصول توسط غربیها به محض اينکه منافع شان
در ميان ميآيد، هژمونيای که در بستر ظلم و مصونيت از مجازات اعمال میکنند ـ به
ويژه، در دورانِ ما، در چهره و شخصيتی امريکايی، اين کتاب ما را به اين سفر
فرامی خواند.
کاش کسی هم مرا نجات میداد - فرامرز پورنوروز
کاش کسی هم مرا نجات میداد، مجموعهای از داستانهای کوتاه است که با نگاهی انسانی و دقيق به لحظههای شکنندهی زندگی میپردازد. شخصيتهای اين داستانها در ميانهی تنهايی، ترس، اميد و جستجوی رهايی حرکت میکنند و هر روايت تصويری کوچک اما تاثيرگذار از جهان درونی انسان معاصر ارائه میدهد.
اين مجموعه با نثر روان و فضاسازیهای احساسیاش، خواننده را به تامل در بارهی آسيبپذيری، همدلی و نياز انسان به شنيده شدن دعوت میکند.
اين کتاب در شهروند معرفی و مورد بررسی قرار گرفت که در اينجا قابل دسترسی است.